دانلود فیلتر شکن filter breaker

با قدم های بلند از او دور شدم وارد خانه که شدم مامان سایه در آشبزخانه بود و بابا یهروز برروی مبل نشسته بود و به ورقه ای نگاه می کرد و لبخند عمیقی بر روی لبش بود به نزدیکش رفتم و کنارش نشستم سرش را بلند کرد و نگاهم کرد لبخندی زد بابا بهروز:کی […]